گیاهان و حیوانات از طریق تکامل مکانیسمهای دفاعی، از جمله دافعهای شیمیایی و سموم، در برابر موجودات مهاجم ایجاد کردهاند. به نوبه خود، ارگانیسمهای مهاجم مکانیسمهایی را توسعه دادهاند که آنها را قادر میسازد تا سم زدایی کنند یا در مقابل مواد شیمیایی دفاعی میزبان خود مقاومت کنند. بنابراین، به نظر میرسد که بیشتر گونههای آفات از قبل حاوی ژنهایی هستند که آنها را قادر میسازد تا به صورت آنزیمی تجزیه شوند یا اثرات سمی بسیاری از انواع مواد شیمیایی را که به عنوان آفتکشهای مدرن تولید شدهاند دور بزنند. بنابراین، مقاومت به آفتکشها یک پدیده مبتنی بر ژنتیک است و زمانی اتفاق میافتد که یک آفتکش بر روی جمعیتی استفاده میشود که حاوی برخی از افراد مستعد ژنتیکی مقاوم به آن آفتکش است. کاربردهای مکرر و نرخهای بالاتر درمان، تعداد فزایندهای از آفت را از بین میبرد، اما بازماندگان مقاوم، ژنهای مقاومت را به نسل بعدی منتقل میکنند. مگر اینکه رژیم درمانی متفاوتی استفاده شود، جمعیت دارای تعداد فزاینده ای از آفات مقاوم خواهد بود و در جاهایی که میزان تولیدمثل بالا باشد، به عنوان مثال در حشرات، کل جمعیت به سرعت مقاوم می شوند.
هنگامی که یک آفت نسبت به یک آفت کش خاص مقاومت نشان داد، لازم است ابزارهای دیگری برای کنترل آن وجود داشته باشد. یکی از روشها استفاده از آفتکشهای مختلف است، بهویژه آفتکشهایی که در کلاسهای شیمیایی متفاوتی هستند که روشهای عمل متفاوتی در برابر آفت دارد. با این حال باید مراقب بود که مقاومت چندگانه، یعنی مقاومت به چندین کلاس از آفت کش ها، به جمعیت وارد نشود. بهترین استراتژی جلوگیری از ایجاد یک جمعیت مقاوم است و رویههای مختلفی برای آن ایجاد شده است. استراتژی های مدیریتی مختلفی برای جلوگیری از ایجاد جمعیت های مقاوم به دلیل استفاده از آفت کش ها توصیه شده است. EPA ایالات متحده و PMRA کانادا یک طرح برچسبگذاری داوطلبانه را همراه با توصیههایی برای اجتناب از مقاومت، ارائه نحوه عمل و اطلاعات سایت هدف به کاربران طراحی کردهاند.
